توقعات ما در رسیدن به کرامات بزرگان

#کلام استاد

ما یه سری سرگذشت هایی از بزرگان میشنویم باعث میشه تو ذهن خودمون یه سری توقعاتی برامون ایجاد شه،(یا از خودمون یه سری انتظاراتی داشته باشیم،یا توقع داشته باشیم ماهم به اون کرامات دست پیدا کنیم)
مثلا آقا سید قاضی طباطبایی دورکعت نماز میخوندن اطرافیان دیدن که غش کرده سیاهی چشماش معلوم نیست و فقط سفیدی دیده میشه!
عجب چه کاری انجام میداده
آیت الله بهجت اینطور بوده
آقای نخودکی اصفهانی اون طور بوده…
تو هم اینارو میشنوی وارد یه فازی میشی که سیستمی درست کنی این توهمات برات میشه مبنا، و یه سری اتفاقات نمیفته و میگیم خدا با ما قهر کرده و چرا ما اونطور نشدیم و چرا خدا اینجور کرده… و چون هیچ اتفاقی نمیفته عملا طرف میره تو دیوار!و به کل اینها شک میکنه!
تمام اینها به کنار، یه سری عرفان نظری هم بیان میشه که تو کشور ما خیلی زیاده و متاسفانه عرفان عملی کمتر دیده میشه…
همه اینها باعث میشه که انسان تشنه بشه و چون عملا راهکاری پیدا نمیکنه میره از جوی آب میخوره!

نه عزیزم!
آقای قاضی بیست و چند سال فقط نگین زیر زبونشون میزاشتن که حرف لغو نزنن…
حالا یه سوال مطرح میشه که ما جایزیم بریم مثل آقای قاضی این کارو انجام بدیم؟
خیر اصلا این طور نیست…
این فرمول برای آقای قاضی بوده شما فرمول خاص خودتو داری …
هر انسانی بهترین دکتر برای خودشه!
تو یه جمع مثلا میبینی یه نوع غذا رو همه میخورن ولی یه نفر هست که میگه نه من بعد فلان غذا این غذا رو بخورم حالم بد میشه …
خودش دکتر خودشه برای بقیه مضر نیست این غذا ولی این ادم بواسطه شناختی که از خودش داره میدونه براش خوب نیست.
همه ی ما گره های زندگی خودمونو بهتر از هر کسی بلدیم.

? اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.